JA slide show

ما وفقدان حلقه بنیادین دموکراسی اگرچه دموکراسی به عنوان مدل ایدئال بشر در عرصه اداره جامعه قلمداد نمی‌شود اما می توان آنرا شیوه ای نسبتاً مقبول و قاعده بازی برای تکیه زدن بر اریکه قدرت...
جامعه و جنایت خاموش بدون تردید امروزه پدیده مواد مخدر بنیان های اقتصادی، سیاسی واجتماعی جوامع را در ابعاد مختلف تهدید می‌کند، بویژه آنکه در حال حاضر با پیشرفت علوم، هزاران مشتقات دیگر به...
آسیب شناسی رسانه ها جهانی که ما امروز در آن زندگی می‌کنیم، تفاوت های فاحشی با دنیای دیروز دارد. از نظر روابط فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تغییراتی بزرگ و غیر قابل مقایسه...

جستجو

آمار بازدیدها

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز9
mod_vvisit_counterاین ماه109
mod_vvisit_counterکل بازدیدها8091

مهمانان سایت 9
نگاه نخست PDF چاپ پست الکترونیکی
شنبه, 07 سنبله 1388 ساعت 12:59

جامعه ما علی رغم وجود نگاه های متکثر، در عرصه های مختلف، بویژه درعرصه اندیشه ورزی، اطلاع رسانی و نشراتی، بامشکلات فراوانی رو بروست.یکی از نیازهای اساسی جامعه این است که رسانه ها با گزارش دقیق وقایع به تعمیقِ فهم و آگاهیها از واقعیات عیان و نهان همت گمارند. زیرا رسانه ها و از جمله رسانه های نوشتاری ابزاری است که جامعه مطبوعات بدین وسیله، بدنبال گسترش وارتقاء اطلاعات همگانی است. با همین ابزار به تبیین حوادث، وقایع و ریشه های آن می پردازد و در نتیجه جامعه را در برابر آسیب ها و رویدادهای مضر و مزمن واکسینه ساخته درمسیر تحلیل دقیق و اتخاذ انتخاب و انتظار درست کمک ‌کند.


 

به نظر می رسد دراین عرصه جای یک نگاه ملی همچنان خالی است. افراد، گروهها و احزاب پیش از آنکه خویش را متعلق به جغرافیایی به نام افغانستان و ملیت افغانی بداند، متعلق به جغرافیا های خاص قومی، نژادی، سمتی و زبانی است. این وضعیت از آنروست که درافغانستان ملت سازی شکل نگرفته و همچنان گفتمان های محدود بر اندیشه ها، رفتارها و گفتار ها سنگینی می کند. ملیت افغانی به عنوان هویت جمعی و ملی مردم افغانستان به رسمیت شناخته نمی شود وافغانستان، قومستان جغرافیای چهل تکه‌ای است که برای هر تکه‌، هویت، منافع ومصالح خاص تعریف و تطبیق می گردد.

در چنین وضعیتی، طبیعی است، نگرش‌ها و دیدگاههای برخاسته ازچنین بستری، تمام مردم سرزمین ما را که در جغرافیای سیاسی افغانستان ساکن اند، پوشش ندهد و سقفی برستون منافع و مصالح آنان نباشد بلکه آنچه در گفتارها و رفتارها علی رغم تظاهر و تزویر، شاهدیم، انعکاس دهنده خواسته های محدود و متعلق به حدود تنگ قومی، حزبی و یا شخصی است. غالب نگاهها و صداها از منافع، مصالح و سهم خاص نمایندگی می‌کند.

باید اعتراف نمود که در فقدان نگرشی وحدت نگرانه و کل نگرانه است که تضاد و اصطکاک پدید آمده، آبستن انواع تعصبات قومی، زبانی و سمتی می گردد و افراد در هر موقفی، متأثر از فضای قبیلوی گردیده، مرتکب گفتارها و رفتارهای ناعادلانه همراه با اجحاف و ستم  می‌گردند.

همین امر موجب شده  که غالب اصحاب قدرت، نخبگان و نظرورزان سیاسی، اصحاب مطبوعات و نشرات، بدلیل گفتمانهای محدود حاکم براندیشه ها، با وقایع به صورت جانبدارانه برخورد ‌کنند و چه بسا تحلیل واژگون و گزارش وارونه از حوادث و تحولات ارائه ‌نمایند. نتیجه آن خواهد شد که جامعه از گوهر گرانقیمت آگاهی و درک درست از واقعیات، محروم بماند.

امروزه جامعه علی رغم بنگاههای نشراتی دیداری، شنیداری و نوشتاری نسبتاً قابل توجه، نشرات ونشریاتی که مدافع منافع ملی و مصالح میهنی باشند، انگشت شمارند و تکثر موجود ممثل خواسته های ناهمگون و متضاد است. بدلیل فقدان رویکرد صادقانه ملی، حلقه وصلی که همه را بر یک محور متحد سازد، وجود ندارد. لذا در شرایط موجود بیش از هر زمان دیگر، نیازبه گفتمان ملیِ معطوف به مصالح و منافع علیای ملی و ایجاد آن ضرورت انکار نا پذیر بوده و جای خالی چنین گفتمانی کاملاًعیان است.

غالب آنچه ما  امروز در عرصه نشراتی با آن روبرو هستیم، تنها و تنها انعکاس دهنده نگاه هایی است که از استقلال و حریت لازم و دغدغه ها فاخر برخور دار نیست. باید اذعان داشت در جامعه ما نگاه ها و صداها و حنجره های اندکی وجود دارد که دردها و درمانها را از عینک های خاصی نبینند و جانبدارانه و توجیه گرانه داوری نکنند.

نگاه نو آمده است تا تولد نگاه نو و نگرش نوینی را نوید دهد. و برآن است تاجای خالی نمایندگان غایب مستقل و احرار بی حنجره را که پیش از آنکه خود را به حدود تنگ، مصالح، منافع و تنگناهای قومی، سمتی و لسانی متعلق بداند، در جهت تحقق منافع و مصالح علیای ملی و میهنی تلاش کند وطرح نو در جغرافیای چهل تکه موجود دراندازد و نوایی از جنس درد، فراق  و فریادها و آرزوها و آرمانهای ملت رنج کشیده مردم وطن باشد و به جای گفتمانهای منحط و محدود، در ایجاد یک گفتمان ملی با محوریت باورها، ارزشها و و درجهت وحدت ملی، منافع و مصالح کشور حرکت نماید.

نگاه نو می خواهد آغاز گر حرکت متعهدانه ای باشد که از منظرملی به حوادث، تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بپردازد. نقد و نفی، تحلیل و تمجید، تأیید و تقبیح، راهکارها و رهایی های را تنها و تنها برمحور منافع ملی، مبنای فعالیت نشراتی خویش قرار دهد. عزت، کرامت استقلال و استقرارعدالت و دفاع از حقوق و منافع مردم زجر دیده خود را در عرصه داخلی و بین المللی پیگیری کند.

نگاه نو در این راه  ازاندیشه های مستقل و ملی استقبال می کند  واز اینکه مأذنه ای برای نشر اندیشه های فاخر ملی و ارزشی باشد، افتخارو مباهات می کند و دست همه اندیشوران، فرهیختگان و صاحبان قلم متعهد کشوررا که در راستای تحقق چنین هدف مقدسی یاری رساند، به گرمی می فشارد. با این امید که متعهدان، معماران آگاهی و آبادی فکری، فرهنگی، سیاسی واجتماعی و پاسداران استقلال، عزت و کرامت مردم وطن باشند. 

به نظر می رسد دراین عرصه جای یک نگاه ملی همچنان خالی است. افراد، گروهها و احزاب پیش از آنکه خویش را متعلق به جغرافیایی به نام افغانستان و ملیت افغانی بداند، متعلق به جغرافیا های خاص قومی، نژادی، سمتی و زبانی است. این وضعیت از آنروست که درافغانستان ملت سازی شکل نگرفته و همچنان گفتمان های محدود بر اندیشه ها، رفتارها و گفتار ها سنگینی می کند. ملیت افغانی به عنوان هویت جمعی و ملی مردم افغانستان به رسمیت شناخته نمی شود وافغانستان، قومستان جغرافیای چهل تکه‌ای است که برای هر تکه‌، هویت، منافع ومصالح خاص تعریف و تطبیق می گردد.

در چنین وضعیتی، طبیعی است، نگرش‌ها و دیدگاههای برخاسته ازچنین بستری، تمام مردم سرزمین ما را که در جغرافیای سیاسی افغانستان ساکن اند، پوشش ندهد و سقفی برستون منافع و مصالح آنان نباشد بلکه آنچه در گفتارها و رفتارها علی رغم تظاهر و تزویر، شاهدیم، انعکاس دهنده خواسته های محدود و متعلق به حدود تنگ قومی، حزبی و یا شخصی است. غالب نگاهها و صداها از منافع، مصالح و سهم خاص نمایندگی می‌کند.

باید اعتراف نمود که در فقدان نگرشی وحدت نگرانه و کل نگرانه است که تضاد و اصطکاک پدید آمده، آبستن انواع تعصبات قومی، زبانی و سمتی می گردد و افراد در هر موقفی، متأثر از فضای قبیلوی گردیده، مرتکب گفتارها و رفتارهای ناعادلانه همراه با اجحاف و ستم  می‌گردند.

همین امر موجب شده  که غالب اصحاب قدرت، نخبگان و نظرورزان سیاسی، اصحاب مطبوعات و نشرات، بدلیل گفتمانهای محدود حاکم براندیشه ها، با وقایع به صورت جانبدارانه برخورد ‌کنند و چه بسا تحلیل واژگون و گزارش وارونه از حوادث و تحولات ارائه ‌نمایند. نتیجه آن خواهد شد که جامعه از گوهر گرانقیمت آگاهی و درک درست از واقعیات، محروم بماند.

امروزه جامعه علی رغم بنگاههای نشراتی دیداری، شنیداری و نوشتاری نسبتاً قابل توجه، نشرات ونشریاتی که مدافع منافع ملی و مصالح میهنی باشند، انگشت شمارند و تکثر موجود ممثل خواسته های ناهمگون و متضاد است. بدلیل فقدان رویکرد صادقانه ملی، حلقه وصلی که همه را بر یک محور متحد سازد، وجود ندارد. لذا در شرایط موجود بیش از هر زمان دیگر، نیازبه گفتمان ملیِ معطوف به مصالح و منافع علیای ملی و ایجاد آن ضرورت انکار نا پذیر بوده و جای خالی چنین گفتمانی کاملاًعیان است.

غالب آنچه ما  امروز در عرصه نشراتی با آن روبرو هستیم، تنها و تنها انعکاس دهنده نگاه هایی است که از استقلال و حریت لازم و دغدغه ها فاخر برخور دار نیست. باید اذعان داشت در جامعه ما نگاه ها و صداها و حنجره های اندکی وجود دارد که دردها و درمانها را از عینک های خاصی نبینند و جانبدارانه و توجیه گرانه داوری نکنند.

نگاه نو آمده است تا تولد نگاه نو و نگرش نوینی را نوید دهد. و برآن است تاجای خالی نمایندگان غایب مستقل و احرار بی حنجره را که پیش از آنکه خود را به حدود تنگ، مصالح، منافع و تنگناهای قومی، سمتی و لسانی متعلق بداند، در جهت تحقق منافع و مصالح علیای ملی و میهنی تلاش کند وطرح نو در جغرافیای چهل تکه موجود دراندازد و نوایی از جنس درد، فراق  و فریادها و آرزوها و آرمانهای ملت رنج کشیده مردم وطن باشد و به جای گفتمانهای منحط و محدود، در ایجاد یک گفتمان ملی با محوریت باورها، ارزشها و و درجهت وحدت ملی، منافع و مصالح کشور حرکت نماید.

نگاه نو می خواهد آغاز گر حرکت متعهدانه ای باشد که از منظرملی به حوادث، تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بپردازد. نقد و نفی، تحلیل و تمجید، تأیید و تقبیح، راهکارها و رهایی های را تنها و تنها برمحور منافع ملی، مبنای فعالیت نشراتی خویش قرار دهد. عزت، کرامت استقلال و استقرارعدالت و دفاع از حقوق و منافع مردم زجر دیده خود را در عرصه داخلی و بین المللی پیگیری کند.

نگاه نو در این راه  ازاندیشه های مستقل و ملی استقبال می کند  واز اینکه مأذنه ای برای نشر اندیشه های فاخر ملی و ارزشی باشد، افتخارو مباهات می کند و دست همه اندیشوران، فرهیختگان و صاحبان قلم متعهد کشوررا که در راستای تحقق چنین هدف مقدسی یاری رساند، به گرمی می فشارد. با این امید که متعهدان، معماران آگاهی و آبادی فکری، فرهنگی، سیاسی واجتماعی و پاسداران استقلال، عزت و کرامت مردم وطن باشند.

نظرات (2)Add Comment
0
اينجا افغانستان است
نوشته شده توسط حسين علوي, اكتبر 10, 2009
اگر ناظر ان غربي نبود چه چيزها که اتفاق نمي افتاد. اينجا قوميت حکومت مي کند. يک عده سمت اسمي دارند و صلاحيت ندارد. اگر قدرت داشتند سگ را نعل مي کرد به جاي اسپ سواري مي گرفت. زياد آرماني فکر نکن.
0
افغانستان کشور جهل مسند و حکومت بر فقر است
نوشته شده توسط جواد ترکستاني, اكتبر 16, 2009
شهيد علامه بلخي بزرگ انديشمند و بنيان گزار نهضت اسلامي در افغانستان در باره اينکه کشور ما از فقر دانش و نان هر دو رنج مي برد و دومي معلول علت اولي است. آدم دانا غم نان ندارد و نمي تواند در مانده از يافتن نان باشد.
حاجتي نيست به پرسش که چه نام است اينجا/ جهل را مسند و بر فقر مقام است اينجا.
دوست ما درست گفته است که اينجا افغانستان است. البته به معناي ....

نوشتن نظر
کوچکتر | بزرگتر

security code
حروف موجود در تصویر بالا در در فیلد زیر بنویسید


busy
 

نگاه نخست

چرا دوهفته نامه نگاه نو؟
جامعه ما علی رغم وجود نگاه های متکثر، در عرصه های مختلف، بویژه درعرصه اندیشه ورزی، اطلاع رسانی و نشراتی، بامشکلات فراوانی رو بروست.یکی از نیازهای اساسی جامعه این است که رسانه ها با گزارش دقیق وقایع به تعمیقِ فهم و آگاهیها از واقعیات عیان و نهان همت گمارند. زیرا رسانه ها و از جمله رسانه های نوشتاری ابزاری است که جامعه مطبوعات بدین وسیله، بدنبال گسترش وارتقاء اطلاعات همگانی است. با همین ابزار به تبیین حوادث، وقایع و ریشه های آن می پردازد و در نتیجه جامعه را در برابر آسیب ها و رویدادهای مضر و مزمن واکسینه ساخته درمسیر تحلیل دقیق و اتخاذ انتخاب و انتظار درست کمک ‌کند.به نظر می رسد دراین عرصه جای یک نگاه ملی همچنان خالی است. افراد، گروهها و احزاب پیش از آنکه خویش را متعلق به جغرافیایی به نام افغانستان و ملیت افغانی بداند، متعلق به جغرافیا های خاص قومی، نژادی، سمتی و زبانی است. این وضعیت از آنروست که درافغانستان ملت سازی شکل نگرفته و همچنان گفتمان های محدود بر اندیشه ها، رفتارها و گفتار ها سنگینی می کند. ملیت افغانی به عنوان هویت جمعی و ملی مردم افغانستان به رسمیت شناخته نمی شود وافغانستان، قومستان جغرافیای چهل تکه‌ای است که برای هر تکه‌، هویت، منافع ومصالح خاص تعریف و تطبیق می گردد....ادامه مطلب

 انتخابات افغاني و ناظران غربي(؟!)
سازمان ملل: اسرائيل در غزه مرتکب جنايت عليه بشريت شده است