JA slide show

ما وفقدان حلقه بنیادین دموکراسی اگرچه دموکراسی به عنوان مدل ایدئال بشر در عرصه اداره جامعه قلمداد نمی‌شود اما می توان آنرا شیوه ای نسبتاً مقبول و قاعده بازی برای تکیه زدن بر اریکه قدرت...
جامعه و جنایت خاموش بدون تردید امروزه پدیده مواد مخدر بنیان های اقتصادی، سیاسی واجتماعی جوامع را در ابعاد مختلف تهدید می‌کند، بویژه آنکه در حال حاضر با پیشرفت علوم، هزاران مشتقات دیگر به...
آسیب شناسی رسانه ها جهانی که ما امروز در آن زندگی می‌کنیم، تفاوت های فاحشی با دنیای دیروز دارد. از نظر روابط فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تغییراتی بزرگ و غیر قابل مقایسه...

جستجو

آمار بازدیدها

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز15
mod_vvisit_counterاین ماه115
mod_vvisit_counterکل بازدیدها8097

مهمانان سایت 10
پاسخ به نامه سرگشاده عبدالکريم سروش PDF چاپ پست الکترونیکی
شنبه, 04 ميزان 1388 ساعت 09:32

سيد آقا موسوي ن‍ژاد عزت آئين يا  توهم جشن مرگ دين: بايد گفت اين اولين جشن وپايکوبي سروش  نيست. قبل از اين نيز بارها در فقراتي رقصان و پايکوبان شده بود اما سر انجام پس از کوبش بسيار بر طبل تهي تقليد، خسته و نفله در حريم غرب خزيد و به انتظار غروب دين نشست. ديريست او  با تلاش تنزل دين مبين  در حضيض اديان محرف، و مسخ وحي نبوي در حد تجارب نازل ديني و در اخير هم  در نفي وحيانيت قرآن،  هلهله کنان سم  بر سما کوبيد.


او ابله تر از آن بود که بفهمد، اين جشن الفراق  او با انسانيت و عقلانيت است. و قتي که دين او (؟‍)هموزن اديان آفت زده ديگر شود، خود نيز در حد يک انسان "ظن آئين"  ضد خرد  و نه يک "مومن موقن عاقل"، سقوط خواهد کرد.

اين شهره شهر تقليد  و برده باور بيگانه، سعي کرد تا با تزريق ترديد، همسان انگاري، نفي تفاوت هاي بنيادين اديان به لحاظ ماهيت و فعليت؛ بويژه دين اسلام و کتاب آسماني قرآن، در حقانيت دين و قطعيت عقيدت تشکيک کند.

او در اين راه عنودانه در کسوت ستون پنجم  سخت کوشيد و طوطي وار ترجمه کرد ، چون مهر شهوت شهرت بر پيشاني داشت، از مسافت هاي بعيد  هويدا بود که از حمام کوي دشمن آمده، لذا زود حقيقتش عيان شد. اگر چه در ابتدا بدليل نا آشنايي ديگران با زبان  مغرب زمينيان،  تزوير تقليد او  تحقيق مي نمود.  اما با حصول آشنايي زباني، حقه‌اش هويدا شد  و تقليدي که ماسک تئوري برخود زده بود، فاش گشت.  اين بود که رسواتر از هميشه حيلتش بر باد رفت و بار ديگر راهي ديار ارباب شد تا با احباب دمي بياسايد و با نسخه اي ديگر باز آيد.

اينک جغد گون  خبر مي دهد و  از جشن و پايکوبي سخن مي گويد؛ گويا به عمد نمي فهمد خدا حيلتي بالاتر از ارباب او دارد. گويا نمي خواهد بفهمد، عزت دين و قامت استوار مومنان، به دشنام دونان  نخواهد شکست و آرزوي ابلهان بولهوس هم باراني از آسمان  فرو نخواهد فرستاد، چراکه او عالم وحافظ و حامي است.

کساني که براي دنيا و رهايي از حدود دين، در برابر آئين قرار گرفتند، ساليان سال با نفاق در رقاق سکني گزيده بودند تا اينکه صبر خداي به سر آمد  و باطن شان هويدا کرد  و نشان داد که چگونه به نام خوبان و در ظاهر ايمان، توطئه بر عليه توحيد مي کنند.

آنان باهمه همداستان گشتند و از هيچ چيز پرهيز نداشتند  و به هر کاري دست يازيدند تا مگر مکر شان کار گر و شکست مومنان را نظاره گر شوند  اما خداي نخواست و نگذاشت که نفاق بر ايمان چيره شود و "آئينه  آئين" ترک بردارد و سيه رويان از  عيان شدن زشتي  سيرت و صورت شان در امان بمانند.

آنان با ظاهر سبز، باطن سياه خويش نهان کرده بود ند و خواب مخملين مي ديدند،  اينک پس از به صدا در آمدن کوس رسوايي و تجربه تنهايي و فاش شدن اسرار شان، اصرار بر تظاهر به شعار ابرار  مي ورزند و بدتر از همه شکر عصيان يزدان مي کنند و سجده بر شيطان مي برند. غافل از اينکه خواب آلوده دهانان تعبيري جز رسوايي نخواهد داشت و کرکسان رسوا را فرصت فردا نخواهد داد تا ذلت آئين ببينند و جشن مرگ دين، تجربه کنند.  آري بوف کور وقتي که خواب شور مي بينند از آشفته حالي است و نه از سر رازداني و روزه داري.

                                           سيد آقا موسوي نژاد



نظرات (14)Add Comment
0
سروش متفکر
نوشته شده توسط امين ايماني, سپتامبر 20, 2009
به نظر من سروش يک متفکر است و فهرستي که منابع غربي از يکصد دانشمند برتر جهان منتشر کرد، ايشان يکي از آنها بود.
0
سروش ديندار نيست
نوشته شده توسط داوديان, سپتامبر 21, 2009
سروش از کساني است که في قلبه مرض. هميشه دنبال اقوال شاذ و آيات متشابه و اقوال مطرود است که اکثريت قريب به اتفاق عالمان مسلمان آنرا قبول ندارد. سروش تلاش مي کند که بگويد دين اسلام و قرآن با دين مسيحيت و کتاب مقدس فرق ندارد. در حاليکه قرآن کريم کجا و متون دستکاري شده و تحريف شده که در اصلش نه سخن مسيح است و نه وحي است. خود مسيحي ها هم قبول دارند. از اين گذشته متون مقدس برداشت و نگاشت حواريون است. و تازه اي کاش همان همانطور که بوده باقي مي ماند. هرکسي به دلخواه به آن اضافه کرده است.
بزرگترين خدمت سروش به مسحيت و غرب اين است که آنها بايد سالها زحمت مي کشيد تا مي توانستند بگويد که اسلام با دين آنها فرقي ندارد و نه دين اسلام حق کامله و نه مسحيت. ولي به برکت وجود سروش
و ترجمه اش اين فکر گفته شد.
0
سروش مترجم
نوشته شده توسط طيب ويس, سپتامبر 22, 2009
مه با نويسنده موافق هستم و با توجه به مطالعاتي که در باره مسايل ديني داشته ام. مهمترين آثار ايشان ترجمه بومي از آثار متفکران غربي است. تنها ايشان زحمت ترجمه آنرا کشيده و رعايت اخلاق ايجاب مي کرد که نام نويسنده اصل اثر را هم مي برد اما نام نبرده و در کنار ترجمه براي توضيح و تاييد از مثالهاي بومي استفاده کرده است.
0
غربيها پشکي نيست که به خاطر خدا موش بگيره
نوشته شده توسط واحدي مزاري, سپتامبر 22, 2009
اگر به صورت عميق و اساسي به فلسفه اهداي جوايز جهاني که غالباً موسسات غربي اين کار ها را انجام مي دهد توجه شود و از طرف ديگر با عنايت به اينکه غربيها براي فعلا مسلمانها را دشمن خود ميدانند و دين اسلام را سازنده تمدني مي داند که در حال حاضر با تمدن غربي در حال جنگ است. کتاب "برخورد تمدنها" نوشته ساموئل هانتيگتون در واقع مانيفست و اصول فکري غرب در برخورد با اسلام است. حال با توجه به اين نکات انتظار اينکه آنان کساني را که به دين و فرهنک اسلامي کمک کرده با شد و بنيان هاي ديني را استحکام بخشيده و حقيقت دين و حقانيت دين اسلام و معارف الهي را ترويج کرده باشد ت، جايزه ميدهد؟ آيا يک عقل سليم مي تواند چنين نتيجه بگيرد؟
اما کساني که به فکر و فرهنگ غربي و هموار ساختن اهداف فکري و فرهنگي آنها خدمت کرده باشد، دادن جايزه کاملا طبيعي است.
حال قضاوت با شماست که نام سروش چرا و به چه منظور در ان ليست قرار گرفته؟ و او چه خدماتي انجام داده که آنها او را سزاوار بزرگ کردن ديده اند؟
عاقلانه نيست، شخصي که دين دشمن را تقويت کرده باشد جايزه بدهند يا از او تقدير کنند. اما برعکس اين يعني خدمت به غرب مي تواند سزوار جايزه باشد.
0
شرط اول
نوشته شده توسط جان علي لعلي, سپتامبر 23, 2009
برادر امين ايماني:
هم ايمان ايجاب مي کند اول بشناسي بعد ايمان بياري. راجع به قضاوت هم همين قسم است. آيا شما به خود زحمت داده ايد که ميان مترجم و متفکر يا يا مقلد ومحقق را بفهمي يا توان فرق گذاشتن ميان آنها را داشته باشي تا بگويي فلاني متفکر است يا .....
کسي مي تواند در باره تفکر يا تقليد قضاوت کند که راجع به موضوعي که افراد داد سخن داده اند اشراف داشته باشد و گرنه از کجا فهميده اي که چنين است يا چنان.....
اميد وارم که طريق تحقيق بگيري و طوطي نباشي
خانه آباد
0
اگر از سر احساس نيست بگو
نوشته شده توسط امين ايماني, سپتامبر 26, 2009
توکه مدعي هستي که فرق مترجم و متفکر را ميداني بگو سروش در کجا تقليد کرده يا ترجمه کرده. به نظر من ايشان نظريه پلوراليزم ديني و تجربه ديني را ارائه کرده است. آيا اين براي متفکر بودنش کافي نيست؟
0
واقعا که متفکر شناس هستي
نوشته شده توسط جان علي لعلي, سپتامبر 27, 2009
بايد به خدمت نا مبارک شما عرض کنم که " ارائه کننده نظريه پلوراليسم ديني" جان هيک و " تجربه ديني" هم از شلاير ماخر تا هم اکنون نظريه متفکران غربي است و صدها عنوان کتاب نوشته اند. نميدانم که سروش در کجاي اين منظومه قرار دارد و نظريه او کدام است. شايد همان نظري را که شلاير ماخر ارائه کرده همان را سروش ارائه کرده است(؟)
0
نظر
نوشته شده توسط بی باک , سپتامبر 28, 2009
مشکل سروش و بزرگان امثال او این است که همیشه جهال در مقام جواب دادن به آنها بر میایند. آقای محترم تو اصلا حرف سروش را می فهمی که جواب برایش مینویسی؟
0
معيار دانايي و ناداني
نوشته شده توسط حسين جاهد (نروِژ), سپتامبر 28, 2009
اولاً بايد بگويم در اين که نويسنده نظر سروش را فهميده يا نه قضاوت نمي کنم چرا که نه سروش را مشناسم و نه از نوشته هايش خبر دارم.
به نظر مه مشکل امروز مسلمانان خود کم بيني و حقارت است به همي خاطر کلماتي مثل تو نمي فهمي، تو نمي تواني و.... در کلام شان زياد مشاهده مي شود. اين خودش نشان دهنده يک فکر و روحيه حقارت آلود است که متاسفانه کل شرقي ها و بخصوص ما افغانها را تسخير کرده است.
مه به برادر بي باک ميگم که سروش چي ميگه و چي قسمي ميگه و مخاطبينش کيست؟ که تحصيل کرده ها هم نمي فهمه. البته به ادعاي شما.
چرا اين قدر از خودتان نا اميد هستين. مه او رقمي که ديدم يکي از برادران فرهيخته ما اسم تعدادي از متفکران را آورده بود که مدعي بود سروش نظرياتشانه ترجمه يا اقتباس کرده. خوب بود برادر بي باک ما " نمي ترسيد" و دلايل درست بودن کسي که ادعا مي کنه بزرگ است مي آورد.
بايد متاسفانه بازهم بگويم که در نظر برادر "بي باک" ترس و تقليد بسيار زياد حاکم است که نه جرات بردن نام خوده داره و نه دليلي براي ادعاي خودش. بسيار خوشايند وخوشحال کننده خواهد بود که هموطنان يا مخاطبان با دليل و نظر بيايند و مثل نويسنده با نام و نشان خودش حرف بزنه و جرات و جسارت داشته باشه.
پنهان نمي کنم مه از قلم بسيار خوب و اعتماد به نفس نويسنده بسيار شادمان شدم و جداي از درستي و نادرستي سخنانش، اينکه بتي و تابويي، نمي شناسه و تقليدي حرف کسي را قبول نمي کنه و از خودش نظر و قضاوت داره جاي اميدواري است. من به آقاي موسوي نژاد تبريک ميگم و به دوستاي هموطن خود ، به خصوص برادر ما "بي باک"؟توصيه پير و حکيم بلخه گوشزد مي کنم:
بي ز تقليدي نظر را پيشه کن/ هم براي عقل خود انديشه کن.
چقدر خوب است که شاهد نظرا مستقل فارغ از تقليد باشيم.
به اميد آن روز
0
اندر جواب حسين جاهد
نوشته شده توسط بي‌باك , اكتبر 04, 2009
برادر عزيز ضمن احترام به نظرات و ديدگاه‌هاي تان در ارتباط با نكوهش تقليد و اينكه گفتيد من چون نوشته‌هاي سروش را نخوانده‌ام در مورد فهم نويسنده قضاوت نمي‌كنم. اما چند نكته را توضيح مي‌دهم:
۱. بنده بسياري از مقالات و نوشته‌هاي سروش را خوانده‌ام و شما هم اگر بخوانيد قطعا به اين نتيجه خواهيد رسيد كه سروش به مراتب متدين‌تر و مذهبي‌تر از آقاي موسوي‌نژاد است.
۲. من شايد با بسياري از ديدگاه‌هاي سروش در باره‌ي دين، مذهب و ... موافق نباشم اما از شيوه‌ي برخورد محققانه و عالمانه‌ي ايشان با مباحث استقبال مي‌كنم و ايشان را در خور تعبيرات آقاي موسوي‌نژاد از قبيل ابله، جغد گون، ابلهان بولهوس، کرکسان رسوا و بوف کور نمي‌بينم.
۳. اينكه گفتيد من جرأت بردن نام خود را نداشته‌ام درست فرموديد و دليلش هم دقيقا همان چيزي است كه آقاي موسوي‌نژاد را وادار كرده كه با جرأت تمام نام خود را ذكر كند. يك دليل ما دو نفر را مجبور به دو رويه مخالف نموده است. اين ذكر نام به همان مقدار كه ممكن است براي ايشان خوب باشد براي بنده بد خواهد بود.
۴. اينكه گفتيد چرا براي گفته‌هاي خود دليل نياورده‌ام، امكانش نبود چون بايد چندين صفحه مطلب مي‌نوشتم. اگر به دنبال دليل هستيد يكي از نوشته‌هاي آقاي سروش و نقد آن را به دقت بخوانيد.
0
شيريني بوره و کرامات شيخ اجل
نوشته شده توسط حسين جاهد (نروِژ), اكتبر 06, 2009
برادر بي باک: کسي که دليل داشته باشه ترسي نميتانه داشته باشه و هيچ توجيهي هم نميتانه جز اثبات ترس و تهي بودن از دليل کنه.
طبق ضرب المثل مشهور وطني خود ما که: اگر نخورديم نان گندم، ديديم دست مردم.
با آن ارجاع ما را به ياد کرامت شيخ شرمنده شهر مي اندازي که از بي سوادي حکم به بديهيات ميداد. شما مدعي بوديد که من فهميده ام و ديگري نفهميده سخن گفته است. معلوم شد که تقليدي مي گفتيد. مشکل و مدعا بر سر فهم و نفهميدن سخن او بود و حواله دادن دوباره به آن، چيزي جز تاييد مدعاي مانيست.
مه از آقاي موسوي نژاد که هر کجاهست خدايا به سلامت دارش، خواهش مي کنم در اي رابطه سخن بگويند و يا سلسله مقالاتي را منتشر کنند، تا تقليد "برادر ترسوي" ما بر ملا شود و هم ما استفاده کنيم.
و هم از برادر بي باک؟،‌ بازهم تقاضا دارم که طوطي وار قضاوت نکنه. اين گز و اين ميدان....

0
گپي با بي‌باك
نوشته شده توسط سارا (بوركينافاسو), اكتبر 07, 2009
برادر بي‌باك خودته زحمت نده اين جاهد لياقت پاسخ منطقي شما را نداشت. واقعا حرف آقاي موسوي نژاد چند قلم فحش و دشنام چيزي نداشت و جاهد جان هم اگه راست ميگه و خودش همان موسوي‌نژاد نيست دست كمي از ايشان ندارد. جاهد شما را متهم به تقليد مي‌كند در حاليكه خودش ندانسته در دام تقليد از موسوي نژاد اگر خودش نباشد گرفتار شده است. تقليد از سروش به مراتب بهتر از تقليد از موسوي نژاد است. خدا عاقبت همه را بخير كند.
0
فقر فهم و فرار از نقد
نوشته شده توسط موسوي نژاد, اكتبر 08, 2009
آقای «بی‌باک» صادقانه گفته که «مقالات سروش را خوانده» و «وقتی نیز برای دفاع از مدعیاتش ندارد».
به همین دلیل او موجه است که سروش را دارای عقل قدسی بداند و نقد او را بر نتابد. چراکه تشخیص تقلید وترجمه او تنها با خواندن نوشته های خود او امکان پذیر نیست و باید به ایشان حق داد، با آگاهی محدودش قضاوتی آنسان در باره سروش و بنده داشته باشد.
جالب خواهد بود که خوانندگان محترم بدانند، سروش غالب محتویات کتابهای چون، قبض وبسط تئوریک شریعت، بسط تجربه نبوی و صراطهای مستقیم را در جماعت های دانشجویی که عمدتاً در رشته های فنی- مهندسی و یا رشته های دیگری که ارتباط به فلسفه، کلام جدید، معرفت شناسی و دین شناسی ندارد، ایراد می‌کرد، از سوی دیگر عالمانی را که یک عمر به اندازه کل عمر سروش، در معارف عقلی و دین شناسی ‌تحقیق و تطبع کرده اند، و قتی که سخنان بی پایه سروش را نقد می‌کردند، مدعی می‌شد، آنان سخنان او را نمی فهمند(؟!)
این ادعا چیزی نبود جز فرار از نقد و حاشیه امن ساختن برای افکار عاریتی که بی نام ترجمه و اقتباس شده بود. حال همین ترفند کهنه و سوخته را برخی مقلدانِ مقلد بکار می‌بندند.
چون حرفی برای گفتن و فرصت زحمت خواندن و استدلالی برای ارائه کردن ندارند، مجبورند، خویش را در پس مدعیات عاریتی و نام های استعاری نهان کنند و نام «بی باک» بر خود بگذارند.
در حیرتیم زچشم بندی خدای!
نگارنده که حد اقل یک دهه است که در حوزه کلام جدید و مدعیات تفکر دینی غربی مطالعه کرده است، سخنان مترجمانی چون سروش را نمی فهمد، چگونه تنها با خواندن کتاب ها ومقالات سروش، فهم سخنان او برای «بی باک» و امثال او حاصل شده است، قضاوت با فهیمان است. شاید سروش غیبی به مدد آنان آمده و به فهم سخنان سروش نایل آمده اند(؟!)
وانگهی اگر واقعاً فهمی در کار بود و استدلالی برای مدعیاتش ‌داشت، نمی‌ترسید و زحمت ماندن نام مستعار (بی باک؟!) بر خود روا نمی‌داشت.
«آگاهان» می‌دانند، قبض و بسط، بسط تجربه نبوی، صراطهای مستقیم، ترجمه بی‌نام و بومی حقیقت و روش گادامر، مباحث پلورالیزم دینی هیک و متخد از مبانی تفکر الهیاتی مسیحی است. با جاهلان هم کاری نداریم، زیرا قلم عفو خداوندی بر آنان رفته و معذورند.

به خواست خدا از سوی نویسنده« »سلسله مقالاتی در نقد و بررسی مبانی کثرت‌گرایی ‌دینی، از طریق همین وب سایت به محضر فرهیختگان تقدیم خواهد شد.
0
چند کلمه با گل پري جان(سارا؟)
نوشته شده توسط حسين جاهد (نروِژ), اكتبر 09, 2009
از ايکه کي گپ منطقي داره و کي نداره از همي مختصر نوشته هاي رد و بدل شده هم معلوم است.
اما در باره تقليد: مره متهم به تقليد از موسوي نژاد کرديد و گفتيد تقليد از سروش به مراتب بهتر از تقليد از موسوي نژاد است.
اولا: مه ميگم تقليد از يک مسلمان بهتر از تقليد از عقايد مسيحي است.
دوم: اينکه گپ سر دليل فهميدن يا نفهميدن گپ هاي سروش بود. حالي اگه گپ نو داري بگو وگرنه آبروي خوده نبر و ما را هم به زحمت ننداز. مگر اينکه ... موبايلکاني

نوشتن نظر
کوچکتر | بزرگتر

security code
حروف موجود در تصویر بالا در در فیلد زیر بنویسید


busy
 

نگاه نخست

چرا دوهفته نامه نگاه نو؟
جامعه ما علی رغم وجود نگاه های متکثر، در عرصه های مختلف، بویژه درعرصه اندیشه ورزی، اطلاع رسانی و نشراتی، بامشکلات فراوانی رو بروست.یکی از نیازهای اساسی جامعه این است که رسانه ها با گزارش دقیق وقایع به تعمیقِ فهم و آگاهیها از واقعیات عیان و نهان همت گمارند. زیرا رسانه ها و از جمله رسانه های نوشتاری ابزاری است که جامعه مطبوعات بدین وسیله، بدنبال گسترش وارتقاء اطلاعات همگانی است. با همین ابزار به تبیین حوادث، وقایع و ریشه های آن می پردازد و در نتیجه جامعه را در برابر آسیب ها و رویدادهای مضر و مزمن واکسینه ساخته درمسیر تحلیل دقیق و اتخاذ انتخاب و انتظار درست کمک ‌کند.به نظر می رسد دراین عرصه جای یک نگاه ملی همچنان خالی است. افراد، گروهها و احزاب پیش از آنکه خویش را متعلق به جغرافیایی به نام افغانستان و ملیت افغانی بداند، متعلق به جغرافیا های خاص قومی، نژادی، سمتی و زبانی است. این وضعیت از آنروست که درافغانستان ملت سازی شکل نگرفته و همچنان گفتمان های محدود بر اندیشه ها، رفتارها و گفتار ها سنگینی می کند. ملیت افغانی به عنوان هویت جمعی و ملی مردم افغانستان به رسمیت شناخته نمی شود وافغانستان، قومستان جغرافیای چهل تکه‌ای است که برای هر تکه‌، هویت، منافع ومصالح خاص تعریف و تطبیق می گردد....ادامه مطلب

 انتخابات افغاني و ناظران غربي(؟!)
سازمان ملل: اسرائيل در غزه مرتکب جنايت عليه بشريت شده است