JA slide show

ما وفقدان حلقه بنیادین دموکراسی اگرچه دموکراسی به عنوان مدل ایدئال بشر در عرصه اداره جامعه قلمداد نمی‌شود اما می توان آنرا شیوه ای نسبتاً مقبول و قاعده بازی برای تکیه زدن بر اریکه قدرت...
جامعه و جنایت خاموش بدون تردید امروزه پدیده مواد مخدر بنیان های اقتصادی، سیاسی واجتماعی جوامع را در ابعاد مختلف تهدید می‌کند، بویژه آنکه در حال حاضر با پیشرفت علوم، هزاران مشتقات دیگر به...
آسیب شناسی رسانه ها جهانی که ما امروز در آن زندگی می‌کنیم، تفاوت های فاحشی با دنیای دیروز دارد. از نظر روابط فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تغییراتی بزرگ و غیر قابل مقایسه...

جستجو

آمار بازدیدها

mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز15
mod_vvisit_counterاین ماه115
mod_vvisit_counterکل بازدیدها8097

مهمانان سایت 5
آسیب شناسی رسانه ها PDF چاپ پست الکترونیکی
چهارشنبه, 04 حمل 1389 ساعت 07:57

Afghanmagazinsجهانی که ما امروز در آن زندگی می‌کنیم، تفاوت های  فاحشی با دنیای دیروز دارد. از نظر روابط فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تغییراتی بزرگ و غیر قابل مقایسه با آنچه که در چند دهه قبل موجود بود رونما گردیده است. همه این تغییرات بر پایه فن آوری جدید که محموله اصلی آن رسانه ها اند، قرار دارد؛ تا جایی که مقوله "دهکده ی کوچک" بر جهان بزرگ صدق می کند...


و مطبوعات به عنوان حامل پیام های بزرگ، با اهمیت و دگرگون کننده در سطح زندگی بشري تعریف می شود. با این حساب پدیده مذکور در حوزه فکر و اندیشه، در قلمرو اقتصاد و سیاست و در عرصه اعتقاد و جهان بینی جایگاه قدرتمند تر دارد؛  از اینرو بعید و بی جانیست که آنرا به عنوان قدرتی بزرگ در ردیف سایر مظاهر قدرت می‌شناسند و پیروزی و شکست جوامع بشری را در هر عرصه به نحوی به آن متكي و وابسته مي‌دانند. در حقیقت این مطبوعات است که سرنوشت سیاسی و فکری جهان ما را تعیین می‌نماید. فرزندان ما را تربیت و بزرگان را راهنمایی و جهت دهی می کند. امروز کشور های دارای راهبرد دراز مدت، برای تحقق اهداف بزرگ - مادی و یا معنوی- سرمایه گذاری سنگین و تمرکز جدی روی مطبوعات می‌کنند و مبالغ هنگفتی صرف گسترش و تعمیق آن می نمایند چرا که مطبوعات به عنوان قاصدان و پیام رسانان نرم و نامری، از نفوذ و رسوخ قوی برخوردار اند و پیشاپیش قوت های مادی و ابزار‌های سخت در حرکت بوده تا سنگر های مقاومت را فتح نماید و زمینه را به نفع نیرو های بعدی هموار نماید؛ چون مطبوعات با دل و دماغ انسان که دو مرکز تصمیم گیری فرد و در نهایت جامعه است؛ سر و کار دارد. بنا براین تا این دو مرکز قانع و راضی نگردد، پیکر بزرگ اجتماع انسانی تغییر نمی‌پذیرد و چون این قلم -خود را از جمله خیر اندیشانی میداند که اراده برتری طلبی و فساد  انگیزی ندارد،-  مطبوعات را به حیث قدرتی بزرگ، به نفع گسترش و توسعه عدالت، رحمت و خیر در جامعه به استخدام می‌طلبد؛ لذا بدنبال آسیب شناسی مطبوعات بوده و رسالت الهی ـ انسانی برای آن قایل است، رسالتی که از دید گاه اسلام ریشه در قرآن داشته با ذکر" ن و القلم و ما یسطرون" یعنی سوگند به قلم و سوگند به آنچه می‌نویسند، بیانگر قداست، عظمت و نقش مطبوعات و شاهد صدق مدعای ماست.

آسیب شناسی مطبوعات:

  1 وابستگي و عدم استقلال: با توجه به نقش و قدرت پیام رسانی مطبوعات، قدرت های زرمند و زورمند به منظور بهره برداری در جهت منافع نامشروع خود رسانه ها را اجیر می نمایند تا از این طریق حقایق را وارونه جلوه دهند و فضا را مکدر سازند و به اهداف خویش نایل آیند. این نوع نگاه و معامله با قداست و حریت مطبوعات در تضاد است. چنانچه مطبوعات دست ستمگران قرار بگیرد نه تنها قداستی نخواهند داشت که منفور نیز خواهند بود.

2- تهی شدن از محتوا: محتوا گرایی رسالت مطبوعات است. اگر رسانه ها نیازمندی های انسان را بازتاب ندهد و برعكس به تبلیغ لغویات وترویج تشویش امور غیر ضروری بپردازد، نه تنها جز ضیاع انرژی و اتلاف زمان برای جامعه ارمغانی نخواهد داشت که آسیب زاست.

3- عدم خلاقیت: انتظار می‌رود، مطبوعات از ابتکار و خلاقیت برخوردار باشد تا از تکرارهای ممل، جلوگیری به عمل آید و قدرت جذب و کشش برای توده هاي جامعه داشته باشد تا ازخستگی اذهان پیشگیری نماید؛ از سوی دیگر نیز مطبوعات قدرتِ نیرو بخشی و نشاط آوری خود را حفظ نماید و در امتداد زمان جاری باشد.

4- عدم تشخیص مصلحت عمومی: رسالت بزرگ رسانه ها این است که مصلحت عمومی را شناسایی نموده و با فهم درست از شرایط در انتقال پیام مسئولانه و منطقي سهیم باشند و الا خسارات ناشی از بی‌مسئولیتی رسانه ها، آسیب های غیر قابل جبرانی را به همراه خواهدآورد. مثلا وقوع حادثه‌ای که پیام آور جرم اجتماعی است، موضع گیری در باره آن نباید طوری باشد که باعث اشتیاق و تکرار آن گردد؛ بلکه با اطلاع رسانی دقیق و ظریف از بد آموزی های آن اجتناب گردد. بدیهی است این امر را نمی توان به معنای کتمان حقایق گرفت.

 برخی از فلم ها و سریال هایی که درحال حاضر از طريق رسانه هاي تصويري نشر و پخش می‌شوند، متاسفانه جنبه آموزندگی در آنها رونما نیست و بيشتر بدآموزیهای آن روی خانواده ها اثر گذار است. برخي حوادث جنایی که در چند سال اخير اتفاق افتاده ناشی از الگو برداری نادرست از رسانه هاي تصويري است. کشیدگی خانواده ها به نحوي ریشه در تاثیرپذیری از داستان هایی دارد که از طریق مطبوعات پخش و نشر می‌شود.

5- بی اعتنایی به حریم عمومی: هر جامعه‌ای دارای حریم های مقدسی است که حفظ و حرمت نهادن به آن جزئی از  نزاکت های اجتماعی محسوب می‌شود. مشخصاً جامعه اسلامی مظاهر ارزشی فراوان دارد كه رعایت حرمت آن خیلی تعیین کننده است محیط تصویری و صوتی شرایط محترمی دارد که نمی توان در پخش و نشر صحنه های مبتذل و ضد اخلاقی پرداخت و کلمات رکیک و آنچه با اخلاق منافات دارد، بر زبان جاري نمود.

6- کتمان حقایق: انتقال و ابلاغ درست و متناسب حقایق به سود کل جامعه بشری و از وظایف عمده و اساسي رسانه هاست و هرگونه کوتاهی و تغافل، کتمان حقایق شناخته شده و به رسالت مطبوعات خدشه وارد می‌نماید. اما با تاسف برخی از رسانه ها در این امر به صورت درست عمل نمی‌کنند که در خیلی موارد اذهان عامه را به انحراف می‌کشانند.

                                                                                                                                                                        حسن مصباح

نظرات (0)Add Comment

نوشتن نظر
کوچکتر | بزرگتر

security code
حروف موجود در تصویر بالا در در فیلد زیر بنویسید


busy
 

نگاه نخست

چرا دوهفته نامه نگاه نو؟
جامعه ما علی رغم وجود نگاه های متکثر، در عرصه های مختلف، بویژه درعرصه اندیشه ورزی، اطلاع رسانی و نشراتی، بامشکلات فراوانی رو بروست.یکی از نیازهای اساسی جامعه این است که رسانه ها با گزارش دقیق وقایع به تعمیقِ فهم و آگاهیها از واقعیات عیان و نهان همت گمارند. زیرا رسانه ها و از جمله رسانه های نوشتاری ابزاری است که جامعه مطبوعات بدین وسیله، بدنبال گسترش وارتقاء اطلاعات همگانی است. با همین ابزار به تبیین حوادث، وقایع و ریشه های آن می پردازد و در نتیجه جامعه را در برابر آسیب ها و رویدادهای مضر و مزمن واکسینه ساخته درمسیر تحلیل دقیق و اتخاذ انتخاب و انتظار درست کمک ‌کند.به نظر می رسد دراین عرصه جای یک نگاه ملی همچنان خالی است. افراد، گروهها و احزاب پیش از آنکه خویش را متعلق به جغرافیایی به نام افغانستان و ملیت افغانی بداند، متعلق به جغرافیا های خاص قومی، نژادی، سمتی و زبانی است. این وضعیت از آنروست که درافغانستان ملت سازی شکل نگرفته و همچنان گفتمان های محدود بر اندیشه ها، رفتارها و گفتار ها سنگینی می کند. ملیت افغانی به عنوان هویت جمعی و ملی مردم افغانستان به رسمیت شناخته نمی شود وافغانستان، قومستان جغرافیای چهل تکه‌ای است که برای هر تکه‌، هویت، منافع ومصالح خاص تعریف و تطبیق می گردد....ادامه مطلب

 انتخابات افغاني و ناظران غربي(؟!)
سازمان ملل: اسرائيل در غزه مرتکب جنايت عليه بشريت شده است