|
اگرچه دموکراسی به عنوان مدل ایدئال بشر در عرصه اداره جامعه قلمداد نمیشود اما می توان آنرا شیوه ای نسبتاً مقبول و قاعده بازی برای تکیه زدن بر اریکه قدرت تلقی کرد. در میان انواع دموکراسی، انتخاب رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم(دموکراسی مستقیم) حقیقت و جوهره اصلی دموکراسی خوانده میشود. در جوامعی که از سویی فاقد نهادهای قدرتمند مدنی است و قانونگرایی، منشور رفتاری مقبول حکومت، نیست و یا نهادینه نشده است. از سوی دیگر مردم نیز از حقوق، اختیارات و اهرم های استیفا کننده حقوق و مطالبات خویش آگاهی ندارند، لذا در مابعد انتخاب، هیچ انتخاب و اختیاری نمیتوانند داشته باشند.
در چنین شرایطی، دموکراسی خود به استبداد میانجامد و حتی دموکراسی مستقیم نیز گرهی از معضلات نگشوده و حاکمیت بر سرنوشت را به ارمغان نمیآورد. زیرا، در یک دموکراسی واقعی، انتخاب، آزادانه مبتنی برآگاهی و همچنین مکانیزمی برای کنترل، مطالبه حقوق و تحقق وعده ها، از اساسی ترین عناصر یک نظام دموکراتیک است. وجود قانون و احزاب متکثر سیاسی نیز- بویژه با ترکیب های قومی و نه ملی- پروسه درستِ انتخاب و پاسخگوسازی حاکمیت را در مابعد انتخاب را نمیتواند فراهم سازد.
از سوی دیگر فلسفه برتری دموکراسی وکهتری دیگر شیوه در حاکم شدن مردم بر سرنوشت و فراهم شدن بسترهای استیفای حقوق مدنی و سیاسی افراد جامعه است و مقبولیت و برتری نسبی آن بر سایر شیوه های زندگی سیاسی بشری در همین نکته نهفته است.
در جوامعی که تفکر ماکیاولیستی، منش مسلط سیاسی و دستیابی به قدرت، تنها هدف عمل سیاسی است و تمامی ابزارها بیهیچ قیدی، مشروع تلقی می شود. سیاست عملاً از اخلاق و ارزشهای اخلاقی تجرید شده است. شرارت، فریب و هر شیوه دیگری مجاز قلمداد شده، آئین شهریاری و رسیدن به قدرت سیاسی محسوب میگردد، در چنین وضعیتی حتی قدرت برآمده از درون دموکراسی نیز، سرانجامی جز استبداد ندارد.
از این رو برای تحقق دموکراسی واقعی و واکسینه کردن جامعه از ابتلا به حاکمیت های به ظاهر دموکراتیک، بویژه در جوامعِ دارای دموکراسی وارداتی است، افزون بر سازوکار های دیگر، یک حلقه حیاتی گمشده در زنجیرهای عناصر دموکراتیک ساز جامعه وجود دارد و آن وجود نخبگان و طبقه روشنفکر مستقل است.
طبقهای که ازمتن ارزشها و آرمانهای جامعه متولد می شود و سوپر دیده بان ژرف بین جامعه و نیز منبع گسترش آگاهی در جامعه است. نسبت به حکومت رویکرد پرسشگرانه و نقادانه دارد. به این معنا که اگر حکومت در عرصه مدیریت درست جامعه، دچار کژی گردد یا فاقد فهم درست از واقعیات و یا عاجز از به کار بستن روش های بایسته در اداره جامعه باشد، به پرسشگری از مدیران جامعه پرداخته و آنانرا به پاسخگویی ازعملکرد و چرایی آن وادار می سازد و افزون براین به ارائه راه حل مبادرت میورزند.
باید گفت شکل گیری نهاد های مدنی، برخورداری جامعه از حقوق، آزادیهای مدنی و سیاسی، محقق شدن مطالبات قانونی آنها محصول و تابع وجود طبقهای برخواسته از متن مردم و به لحاظ فکری و عملی مستقل و متعهد است. آنان ماموران دولت و یا اجیران احزاب سهیم درقدرت نیست تا دغدغه معیشت و یا از دست دادن قدرت، جرأت و جسارت نقد را از آنان بگیرد و از آنها ستایشگران و توجیه گران ارباب قدرت بسازد.
آنان بدلیل داشتن رویکرد ملی و دغدغه تحقق و تامین منافع و مصالح ملی، نه تنها اسیر حصارهای تنگ قومی، زبانی و حزبی نمی شوند بلکه مصرانه در جهت از میان بر داشتن خط کشی های کاذب و پالیسی های کوته نظرانه تلاش میکنند.
از آنرو که طبقه نامبرده متشکل از نخبگان متعهد جامعه است و اهداف و آرمانهای ملی را پیگیری میکند، حکومت را با تیغ نقد ناتوان نمی سازد، بلکه به مثابه درمانگران دلسوز، برای مشکلات و نابسامانیها، راه حل ارائه و بدنبال تقویت بنیان و توان ملی هستند. در واقع وجود چنین طبقه ای، زیر ساخت نهاد های مدنی و سیاسی را میسازد و اسپ سرکش قدرت را مهار کرده، لجام میزند. دیگر مردم مجبور نخواهند بود، با دادن رأی، هر اختیاری را نیز از دست بدهند و مامور به اطاعت محض باشند. پس از انتخاب شدن، این حاکمیت است که مجبور به تمکین خواسته های مردم و عملی ساختن شعارهای وعده داده شده و پاسخگو بودن در برابر مطالبات مردم و رفع مشکلات آنهاست.
با تأسف باید گفت چنین طبقهای تا کنون در جامعه ای ما وجود ندارد و به همین دلیل دادن رأی به منزله سلب اختیار و تعهدِ نهادن مهر خاموشی بردهان است و تا انتخابی دیگر، هیچ گزینه و اهرمی برای عملی ساختن مطالبات وجودندارد. در انتخاب دیگر بازهم با شعارهای جدید، رأی گرفته، کام قدرت میگیرند در حالی که طعم تلخ فقر، فساد و فلاکت جان جامعه را میآزارد. غژدیها همچنان غژدی، جوالیان همچنان جوالی، گدا گداتر و محکوم محکومتر باقی میماند. قدرت مندان نیز بی هیچ واهمه ای به مشق قدرت و به سخره گرفتن مردم مشغول و مشعوف خواهند بود.
تردیدی نیست که جوامع، بدون داشتن چنین طبقهای هرگز از مواهب دموکراسی متنعم نخواهد شد و از نقمت های استبداد در امان نخواهند ماند. تنها تفاوتی که بوجود میآید گذار از استبداد سنتی به استبداد مدرن است و ماهیت عوض نمیگردد.
سید آقا موسوی نژاد |